ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
346
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ميراث بشريّت است و همهء اقوام در آن شريكند ، ولى اوّلى خاصّ مسلمانان و زبان عربى ابزار آن است ، و از اين مجموعه ، علوم شرعى را منظور دارد . به طور كلّى ، تقسيم وى با طبقه بندى سهتايى يا چهارتايى علوم كه در قرون وسطا رايج بود و در واقع همان طبقهبندى مفاتيح العلوم است ، مطابقت دارد ، 15 و چون قسمت رياضيّات را با گفت و گو از هيئت به سر مىبرد ، علم « زيجها » را نيز كه شامل اطلاعاتى از جغرافياى رياضى است ضميمهء آن مىكند . 16 بنا بر اين جغرافياى طبيعى و توصيفى در طبقه بندى ابن خلدون جايى ندارد . با وجود اين ، نمىتوانسته از واقع چشم بپوشد و ناگزير در مقدّمهء خود قسمتى را به گفت و گو از مكتب مرسوم جغرافى شناسان عرب اختصاص داده است . اين قسمت نيز به نوبهء خود كمتر از قسمت سابق مايهء نوميدى نيست ، زيرا مطالب آن از حدود اطّلاعات معمولى ، كه ما نيك از آن آگاهيم ، تجاوز نمىكند . « مقدّمهء دوّم » از « فصل اوّل » « كتاب اول » تاريخ او نمودار اين موضوع است ، 17 و اين مقدّمه نيز تكملهاى دارد 18 كه تفصيل سخن دربارهء جغرافياست . 19 فصل اوّل مقدّمهء ابن خلدون همه خاصّ مسائل عمومى عمران است . 20 مقدّمهء اوّل اين فصل از « لزوم اجتماع انسانى » سخن دارد . 21 از آن پس مقدّمهء دوّم در جغرافياست با عنوان : « دربارهء معمورهء زمين و يادى از درياها و رودها و اقليمها » . سخن از جغرافيا با وصف معمولى شكل زمين آغاز مىشود كه آن را كرهاى مىداند كه فقط يك نيمهء سطح آن خشكى است و يك چهارم اين خشكى آباد است كه به نوبهء خود به هفت اقليم و هر اقليم به ده جزء تقسيم مىشود . از گفتهء او پيداست دو منبع اساسى وى بطلميوس و ادريسى است . 22 ضمن گفت و گو از درياها و رودها كه با آن به خوبى آشنا هستيم ، چنين گويد : « همهء اين چيزها را بطلميوس در كتاب خويش و شريف در كتاب رجار « 2 » آوردهاند و در جغرافيا همهء كوهها و درياها و درّههاى معموره را به طور مفصّل آوردهاند كه ما را نياز بدان نيست ، چون دراز است و نيز ما بيشتر به وطن بربران مغرب و وطن عربان مشرق توجّه داريم . » 23 مقدّمهء دوّم نيز تكملهاى دارد به عنوان : « در اين كه ربع شمالى كرهء زمين از ربع جنوبى معمورتر است و ذكر علّت آن » . در اين تكمله 24 ابن خلدون نظريّهء رايج در نوشتههاى جغرافيايى را كه به موجب آن بلاد واقع در جنوب خطّ استوا به علّت گرماى شديد مسكون نيست ، شرح مىدهد و در آن ترديد مىكند ؛ مىخواهد انديشهء واقع بين خود را با نظريّات موروث علم يونانى توافق دهد و مىگويد : « حكيمان مسكون نبودن خطّ استوا و ماوراى آن را
--> ( 2 ) نام اين كتاب ، چنان كه در دايرة المعارف فارسى آمده ، كتاب الرجارى يا همان نزهة المشتاق و نويسندهاش شريف ادريسى است . رجار معرّب روژه است و در اينجا مقصود روژهء دوّم ، پادشاه سيسيل ، است . - ن .